«آن»
مجید رستنده
واژۀ «آن» در شعر عرفانی فارسی ـ که نمونۀ اعلای آن شعر حافظ است ـ گاهی به صورتی کنایهآمیز به کار رفته و چیزی فراتر از «حسن» قلمداد شده است. در این نوشتۀ کوتاه در چارچوب بخشی از یافتههای خویش به پیشینۀ استفاده از این واژه در شعر فارسی پرداختهایم.
عطّار نیشابوری دو بار در مصیبتنامه
نوعی فعل با ساختاری ویژه
مجید رستنده
در آثار منثور قرنهای چهارم و پنجم و ششم، به ویژه قرنهای چهارم و پنجم، نوعی فعل با ساختاری ویژه به کار رفته است که شاید بتوان آن را از انواع مضارع اخباری یا مستمر به شمار آورد:
ساختان این فعل چنین است:
مضارع ساده + ی
این نوع فعل در آثار برجستۀ قرنهای چهارم و پن
بشارتدهندۀ کمال
مجید رستنده
«... او را عیسی نام نهاد.»[1]
«اندر آن ایّام یحیی تعمیددهنده در بیابان یهودیّه ظاهر گشت و وعظ مینمود و میگفت: توبه کنید که مملکت آسمان نزدیک است؛ زیرا که همین است آن که به واسطۀ اِشَعیاهِ پیغمبر مذکور شده بود که میگفت در بیابان آوازِ فریادکنندهایست که طریق خداوند را
شاعران انقلاب اسلامی در «سرخسروده»ی خویش از فنون و آرایههای ادبی متنوّعی برای زیبا و گیرا کردن اثر خود سود جستهاند؛ فنون و آرایههایی نظیر ایجاز، اطناب، تشبیه، استعاره، تشخیص، کنایه، ایهام، ایهام تناسب، تلمیح، اقتباس، تضاد، مراعات نظیر، تمثیل، ارسال مثل و جناس.
در کاربرد این فنون و صنایع ادبی، تش
ای مدینه لب باز کن
مجید رستنده
مدینه! تو خاطره بسیار داری، خاطراتی تلخ و شیرین؛ امّا اکنون لب فر بستهای.
ای مدینه! تو که شهر افتخارات خاتم انبیا بودی؛ تو که به نام مقدّس رسول اکرم مدینةالنّبی شدی؛ تو که برتری تدبیر پیامبر (ص) علیه یهودان بنی قریضه و بنی نظیر و بنی قینقاع و خیبر و فدک را در دفتر تار
بَرو علم یک ذرّه پوشیده نیست
که پیدا و پنهان به نزدش یکی است
(کلّیّات سعدی، بوستان، ص، 202)
«یکسان بودن پیدا و پنهان در نزد خداوند» ـ که در بیت بالا شاهد آن هستیم ـ ناظر است به این آیۀ شریف:
رَبَّنا اِنَّكَ تَعلَمُ ما نُخفي وَ ما نُعلِنُ وَ ما يَخفي عَلَي اللهِ مِنْ شَيءٍ فِي الاَرضِ وَ لا فِي السَّ